آزادی مالی و زمانی یعنی چی؟
میخوام درباره (آزادی) صحبت کنیم؛
منظور، آزادی مالی و آزادی زمانیه.
جایی که فرد در عین داشتن درآمد بالا، وقت کافی برای زندگی، خانواده، رشد شخصی و علایقش هم داره.
اما واقعیت اینه که هیچ راه میانبری وجود نداره.
همونطور که خودت هم میدونی، رسیدن به این نقطه نیازمند کار جدی، هوشمندانه و پیوستهست.
اگه موافقی، ادامه بدیم.
.
.
.
(نگاه رابرت کیوساکی به دنیای کسبوکار)
احتمالاً اسم رابرت کیوساکی رو شنیدی؛
نویسندهی کتاب پرفروش (پدر پولدار، پدر فقیر) و یکی از شناختهشدهترین نظریهپردازان اقتصاد فردی در دنیاست.
کیوساکی دنیای کسبوکار رو به چهار بخش یا چهار ربع تقسیم میکنه:
ربع E (Employee)
کارمندان؛ افرادی که در ازای زمان مشخص، حقوق مشخص دریافت میکنن.
ربع S (Self-Employed)
خویشفرماها؛ مثل مغازهدارها، پزشکها یا بازاریها که معمولاً بهصورت فردی کار میکنن.
ربع B (Big Business Owner)
صاحبان کسبوکارهای بزرگ؛ کسانی که با ساخت سیستم و تیم، درآمد ایجاد میکنن. مثل بیل گیتس.
ربع I (Investor)
سرمایهگذاران؛ افرادی که پول براشون کار میکنه، نه خودشان.
(آزادی واقعی کجاست؟)
به گفته کیوساکی، آزادی مالی و زمانی در سمت راست این جدول قرار داره؛
یعنی ربعهای B و I.
در این سمت، افراد یا از سیستم و نیروی انسانی استفاده میکنن،
یا از سرمایه.
در مقابل، سمت چپ جدول (E و S) بیشتر بهدنبال امنیت درآمدیه؛
یعنی فروش زمان در برابر پول.
کار سختتر، زمان بیشتر، درآمد نسبتاً ثابت.
در حالی که سمت راست، بهدنبال ارزش بزرگتریه:
آزادی مالی و آزادی زمان.
نکته مهم اینجاست که جایگاه هر فرد در این ربعها، مستقیماً به نگرشها، باورها و قوانین ذهنیش برمیگرده.
(دام زمان در برابر پول)
اما در مورد نقش کسب و کار در رسیدن به آزادی مالی و زمانی!
تقریباً در هر شغلی، یک الگوی مشترک وجود داره:
زمان در برابر پول.
مثلاً کسی روزی ۸ ساعت کار میکنه و ماهی ۲۰ میلیون درآمد داره.
اگر بخواد ۴۰ میلیون بگیره، باید ۱۶ ساعت کار کنه.
اگر ۴ ساعت کار کنه، درآمدش نصف میشه.
این رابطه برای اغلب مشاغل صادقه؛
کارمند باشی، پزشک باشی، مهندس باشی، تفاوتی نمیکنه.
حالا یه سؤال جدی:
کسی که ماهی ۴۰۰ میلیون درآمد داره، باید روزی چند ساعت کار کنه؟
۱۶۰ ساعت؟
اصلاً چنین چیزی ممکنه؟
اینجاست که متوجه میشیم این رابطه، در واقع یک دامه.
برای خروج از این دام، به چیزی به نام اهرم نیاز داریم.
اهرم یعنی چی؟
در دنیا، سه اهرم رایج وجود داره که آدمها رو از چرخهی زمان–پول خارج میکنه:
۱- سرمایهی کلان
۲- دانش و تخصص بسیار بالا
۳- روابط خاص و انحصاری
اما سؤال مهم اینه:
اگر کسی اینها رو نداشته باشه، چه راهی براش میمونه؟
(مفهوم سادهی اهرم)
فرض کن میخوای خونهات رو رنگ بزنی.
تنهایی، ۸ ساعت طول میکشه.
اگر من یا یک نفر دیگه بیاد کمک، کار در ۴ ساعت تموم میشه.
اما چند ساعت کار که هدف تو بوده انجام شده؟
۸ ساعت.
یعنی در ۴ ساعت کار اهرمی، ۸ ساعت کار که هدف تو بوده ایجاد شده.
این دقیقاً مفهوم اهرمه.
(اهرم واقعی در مقیاس بزرگ)
حالا بیایم بیل گیتس رو بررسی کنیم.
او سالها ثروتمندترین مرد جهان بود، چون یک سازمان حدوداً ۲۵ هزار نفره داشت.
اگر هر نفر روزی فقط ۸ ساعت کار کنه، یعنی:
۲۰۰ هزار ساعت کار مفید در روز، به نفع سیستم بیل گیتس.
در مقابل، یک کارمند در کل سال حدود ۲۴۰۰ ساعت کار میکنه
و در کل عمر کاری شاید به ۷۲ هزار ساعت برسه.
تازه اگر یک روز کار نکنه، درآمدش صفر میشه.
اما برای بیل گیتس، کم یا زیاد شدن چند ساعت، هیچ تأثیری نداره؛
چون سیستمش داره کار میکنه.
این یعنی اهرم واقعی.
(نتورک مارکتینگ؛ مسیر قابل دسترس)
هدف اینه که وارد جایی بشی که آزادی مالی و زمانی وجود داره.
نتورک مارکتینگ یکی از معدود مسیرهاییه که بدون سرمایهی کلان میتونه فرد رو از سمت چپ جدول، به سمت راست منتقل کنه.
در این مسیر، هم ساخت یک تجارت بزرگ رو یاد میگیری
و هم نگرش افراد موفق ربع B رو تجربه میکنی.
فرض کن فقط روزی ۴ ساعت زمان داری.
برای شروع، ۵ نفر رو وارد کار میکنی.
اونها هم هرکدوم ۵ نفر دیگه.
در مجموع، ۳۱ نفر.
اگر هرکدوم فقط ۴ ساعت در روز فعالیت کنن،
در مجموع روزی ۱۲۴ ساعت کار مفید به نفع سازمان انجام میشه.
حالا این عدد رو در مقیاس ۲۰ هزار نفر تصور کن.
یعنی ۸۰ هزار ساعت کار مفید در روز؛
بیشتر از کل ساعت کاری یک انسان در تمام عمرش.
(نتیجه نهایی)
طبق تجربه، این مسیر در نتورک مارکتینگ بین ۳ تا ۵ سال زمان میبره.
بعد از اون، حتی بدون حضور مستقیم، سیستم ادامه میده.
این یعنی آزادی مالی و آزادی زمان.
در حالی که ساخت چنین سیستمی در بیزنسهای سنتی، ممکنه دهها سال طول بکشه.
نکته جالب اینه که بیل گیتس برای ساخت سازمانش، صدها میلیون دلار سرمایهگذاری کرده.
اما در نتورک، با هزینهای بسیار ناچیز میتونی سازمانی مشابه بسازی.
تفاوت مهمتر اینه که در اینجا، هر فرد صاحب کسبوکار خودشه.
پورسانتش رو مستقیم از شرکت میگیره و برای خودش کار میکنه.
همین موضوع باعث میشه کیفیت، تعهد و رشد سازمان چند برابر بشه.
و مهمترین نکته اخلاقی:
در این سیستم، هرچقدر افراد سازمانت بیشتر رشد کنن، تو هم بیشتر رشد میکنی.
موفقیت آنها، موفقیت تو هم هست.
این یعنی یک رابطهی برنده–برنده؛
و همین ویژگی، نتورک مارکتینگ رو به یکی از اخلاقیترین مدلهای کسبوکار دنیا تبدیل کرده.




